کتاب انرژی بخشیدن به ذهن و زندگی (دانلود+خلاصه کتاب)

کتاب انرژی بخشیدن به ذهن و زندگی (دانلود+خلاصه کتاب)

چگونگی انرژی بخشیدن به ذهن و زندگی خود را از زبان لری آیورسان بشنوید.
نویسنده: لری آیورسان

بخش زیر نکات مهمی از کتاب انرژی بخشیدن به ذهن و زندگی است

اگر در زندگی افراد موفق نگاه کنیم یک نکته اصلی در همه آن ها وجود دارد و آن هم داشتن اعتماد به نفس و متوقف نشدن در مسیر موفقیتشان است. افراد موفق با استفاده از ابزارهایی که برای کنترل ذهنشان دارند در مسیر خود به سوی موفقیت نه تنها متوقف نمی شوند بلکه با انرژی بیشتری راه خود را می پیمایند.

اما می دانید راز موفقیت انسان ها کدام است؟

با دکتر لری آیورسون همراه می شویم تا نکاتی بسیار مهمی را برای انرژی بخشیدن به ذهن خود را یاد بگیریم و همیشه در راه موفقیت سطح اعتماد به نفس خود را در بالاترین سطح نگاه داریم.

هدف تمام کارهای بشر

چندی پیش اخبار تکان دهنده ای در مورد قتل یک بی خانمان توسط چندین نوجوان ۴۱ تا ۴۱ ساله منتشر شد در حالی که در همان زمان آنسوی دنیا مادر ترزا تمامی زمان و انرژی خود را صرف کمک به نیازمندان و فقرا می کرد و یا بیل گیتس بنیانگذار مایکروسافت مبالغ قابل توجهی را صرف پاکسازی زمین از انواع بیماری ها می کند.

اما تا بحال با خود اندیشیده اید که این افراد چرا اینگونه عمل می کنند؟

پاسخ را باید در پی ذهن انسان جستجو نمود. تمام رفتارهای بیشتر انسان ها با دو هدف صورت می گیرد.

  • – یکی لذت بردن
  • – جلوگیری از رنج بردن که می تواند مکمل اولی باشد.

این نیروها قدرت اصلی زندگی ما هستند که جنبه های اصلی زندگی ما را تشکیل می دهند.

شغلمان، سرگرمی های ما، افراد خانواده و دوستان، فیلم و ورزش هایی که انجام می دهیم همه و همه از نیروهای لذت و رنج است. اگر بر روی این رو نیرو کار کنید می توانید تغییرات طولانی مدت و مثبتی را در زندگی خود ایجاد کنید.

 نقش و اهمیت رنج در زندگی

۱ تاخیر در کاری رنج آورتر از انجام ندادن آن است

گاهی اوقات کاری را به دلایل گوناگونی به تاخیر می اندازید. اما این تاخیر بیشتر از انجام ندادن این کار شما را آزار می دهد، به همین دلیل آن را انجام داده و آرام می شوید.

یک مثال واقعی در این زمینه ازدواج و رنج پیش از ازدواج است که انسان احساس نیاز به یک همدم و همراه می کند.

از سوی دیگر لذت پیش از ازدواج یا همان مجردی نیز وجود دارد. لذت هایی که در دوران مجردی وجود دارد می تواند به دلیل برخی از کارهای شخصی باشد.

برای مثال برای انجام کارهای خودتان نیازی به اجازه از شخص دیگری نبوده و خودتان به تنهایی تصمیم می گیرید و سریعا دست به کار می شوید.

در حین تماشا کردن تلویزیون کنترل دست شماست و هر کانالی که دوست داشته باشید تماشا می کنید.
البته این تنها یکسوی ماجراست.

ازدواج کردن و متاهل شدن هم رنج ها و لذت های خود را دارد. مثلا رنج ازدواج این است که ممکن است افکار و عقاید همسرتان با شما متفاوت باشد و بر سر همین اختلافات دائما جر و بحث داشته باشید.

اما لذت ازدواج نیز در این است که شما شخصی را دارید که با شما بخنند و همراهتان باشد. شما شخصی را دارید که شما را دوست دارد.

شما در دوران متاهلی به مکان هایی می روید که هرگز نرفته بودید و دوست داشتید که بروید.

-۲ رنج زمینه ساز اصلی تمام کارهای بشری

همیشه و در تمامی مراحل زندگی رنج و لذت وجود دارند، کنار ما هستند و بر تصمیمات ما تاثیر گذار خواهند بود. اما به صورت یک قانون در زندگی بیشتر مواقع این رنج است که می تواند بر لذت پیروز شود.

یعنی در دوران قبل از ازدواج این رنج نداشتن یک فرد که شما را دوست داشته باشد

بیشتر بر شما غالب خواهد بود و شما به دنبال کسی هستید که به وی پیشنهاد ازدواج بدهید. اگر این پیشنهاد بیشتر شما را آزار دهد حاضرید تنها بمانید.

نیروهای رنج و لذت در زندگی بسیار حائض اهمیت هستند و در زندگی باید بدان ها فکر کنید.

ممکن است در اینجا سوالیی برایتان ایجاد شود که اگر رنج می تواند مقدمه پایان دادن به یک موضوع باشد چرا برخی از افراد

سیگار کشیدن خود را کنار نمی گذارند؟

بدین دلیل که سیگار کشیدن یک لذت جسمی و روحی است و برخی از افراد محرک های لذت و رنج را ندارند. فردی که ناخن های خود را می جود لذتی از نرمال بودن ناخن های خود نمی برد.

تمامی این افراد زمانی که رنج را حس کنند به سرعت تغییر را شروع می کنند.

تنها زمانی فرد تغییر را آغاز می کند که احساس رنج در آن شکل گرفته باشد. البته رنج و لذت ها در یک سطح نیستند برای مثال رنج از دست دادن یک دوست با رنج حاصل از خستگی یکسان نیست همانطور که لذت بردن ۴ میلیون دلار با خیلی از مسائل قابل مقایسه کردن نمی باشد.

رنجها و لذت ها در موقعیت های مختلف نیز متفاوتند.

مسافرت کردن با ماشین در جاده های شمال کشور برای شخصی که در صندلی عقب نشسته لذت بیشتری دارد تا برای شخصی که در حال رانندگی کردن در پیچ و خم جاده است.

۳ کنترل رنج و لذت در زندگی

کنترل کردن رنج و لذت و تمرکز کردن بر روی آن می تواند بسیار در زندگی شما تعیین کننده باشد. این ها ابزارهای انگیزشی شما هستند و باید از آن ها برای کنترل کردن زندگی خود استفاده کنید.

این کنترل می تواند تغییر عادت بد، یادگیری یک مهارت جدید باشد.سال ها قبل مراجعی داشتم که درسش افتضاح بود. خودش می دانست که باید عوض شود و میخواست که تغییر کند.

والدین، دوستان و حتی مربی ورزشی اش نیز از این وضعیت نگران بودند. درابتدا کاری که برای وی به عنوان مشاور انجام دادیم این بود که تصویری واضح در مورد ادامه همین روند برای وی ترسیم نمودیم.

دوستانش کم کم وی را ترک می کردند، وی به دلیل نمراتش از تیممدرسه کنار گذاشته می شد و رفتن به کالج را برای همیشه فراموش می کرد. اما برای وی بالاترینرنج ناامید کردن پدر و مادرش بود.

در سوی دیگر تصویری برخلاف این موضوع ایجاد نمودیم که اگر نمراتش را کمی ارتقا دهد چه اتفاقی می افتد. دوستانش و مربی اش از وی راضی و خشنود بودند.

از همه مهم تر پدر و مادرش از وی راضی بودند و به وی افتخار می کردند. تصویری که در این حالت از خود ساخته بود بسیار رضایت بخش بود و به این ترتیت کنترل رنج و لذت زندگی خود را بدست گرفت.

لذت یک معتاد در مصرف مواد مخدر است و لذت یک ورزشکار در انجام رشته های ورزشی است.

تفاوت عقل و احساس و باور و نقش آنها در زندگی انسان

۱ زندگی بر اساس عقل ساخته می شود یا احساس؟

برخی معتقدند که افراد زندگیشان را بر اساس عقلشان می سازند. اما این باور کامل غلط است زیرا افراد زندگی  خود را بر اساس احساساتشان می سازند.

قوه تخیل بسیار قدرتمندتر از اراده است. قوه تخیل که توسط احساسات کنترل می شوند، تصمیمات اصلی زندگی شما را می گیرند.

زیگ زیگلار متخصص و روانشناس می گوید:

افراد خریدهاشون را با عقل توجیه می کنند اما با احساسات انجام می دهند. بنابراین کارهایی که توسط احساسات انجام می دهیم را با عقل توجیه می کنیم.

لباس پوشیدن و مدل مو و محل زندگی و شغل و دوستانتون و تمامی وسایلی که جمع نموده ایم را ممکن است که با عقل توجیه کنیم اما زمانی که دقیق تر بدان می نگریم متوجه می شویم که همه متاثر از ایجاد احساس خود در ما هستند که همان احساس لذت در زندگی است.

فرض کنید دو فرزند هم سن دارید که هر دو دارای هوش یکسان هستند. کودک اول در حین تمرین حل نمودن خسته شده و می گوید که دیگر قادر به حل کردن نیست.

اما دومی می گوید تا زمان حل نمودن مسئله دست از تلاش بر نخواهد داشت. موضوع حل کردن سوالات نیست برخورد این دو کودک با تکلیف است.

نیروهای لذت و رنج باعث ادامه و توقف آن ها می شود.

مثال دیگری برای روشن تر نمودن موضوع می زنیم. فرض کنید که شما یک اسکیمو هستید که تمام عمر را در یخ و سرما گذرانده اید و برای گرفتن غذا مجبور به شکستن برف ها گردیده اید.

اما هیچگاه به ذهن شما خطور نکرده است که داخل آب بروید چون می دانید که ممکن است یخ بزنید.

حال فرض کنید دوستتان شما را در سواحل داغ هاوایی در کنار ساحل به شنا دعوت می کند. چون شما شرطی شده اید از رفتن به داخل آب اجتناب می کنید، چون باور شما است که نباید وارد اقیانوس شوید.

۲ تفاوت افکار و عقاید

در مورد تفاوت افکار و عقاید زن و مرد در زندگی مثال بارزی وجود دارد. یکبار یک مراجعه کننده خانم و آقا داشتم که مشکلشان نحوه برخورد آن ها با مشکلات بود.

آقا همیشه با جدال مشکلاتش را حل می نمود و خانم از طریق گفتگو که این دو طریقه مختلف نیز نشات گرفته از تربیت خانوادگی طرفین بود.

آقا بر این باور بود که مشکلاتشان برای خانم اهمیتی ندارد و زن فکر می کرد که همسرش دوستش ندارد. راه حل این موضوع ایجاد تعادل در این میان بود.

آقا می بایست کمی کمتر داد و بیداد می کرد و خانم نیز باید کمی بیشتر احساسات خود را نشان می داد. چون برای طرفین عصبانی شدن و ریلکس بودن تداعی نوعی رنج بود. در حقیقت مشکل این زوج باورهای غلطی هستند که دارند.

برخی از وقات ما به باورهای خودمان اهمیت نمی دهیم. باورها می توانند تاثیر بسیاری در زندگی ما داشته باشند و از سوی دیگر بسیار اشتباه باشند. زمانی که باوری را قبول می کنیم، فکر می کنیم که بی چون و چرا درست است و این نوعی جنون است.

مثال دیگری در این زمینه وجود دارد. روزی مراجعه کننده ای داشتم که باورش بر این بود که انسان بی ارزشی است. این فرد از یک روستا می آمد که پدرش کشیش آن جا بود و مادرش به شدت پرخاشگر بود.

اگر در تمام کارهایش موفق می شد پدرش می گفت که وقتت را هدر داده ای و اگر موفق نمی شد می گفت تنبلی نموده ای که در هر دو صورت تاییدی برای کارش و یا لحن مثبتی در کار نبود.

برای حل مشکلش من به وی گفتم که تمامی باورهایش را بنویسد و بصورت آگاهانه آن ها را مورد ارزیابی قرار دادیم تا صحت آن ها را بررسی کنیم. بعد از ارزیابی آن هایی که می دانستیم، درست هستند نگاه داشتیم و آن هایی که اشتباه بودند را حذف نمودیم.

نتیجه آن شد که در چند جلسه تمامی باورهای غلط را حذف نمود و به یک قهرمان تبدیل شد. ما نیز باید همین کار را انجام دهیم.

باید تمامی باورهای خود را بشناسیم. آن هایی که دارای در جهت لذت ما نیستند و همسو با رنج ما هستند را از بین ببریم و کنار بگذاریم. با این کار می توانیم کنترل احساسات خود را در دست بگیریم. باورهای ما هم نیروهای تخریب گر و هم سازنده دارند.

-۳ قدرت باور در انسان

دکتر هنری ویچر از مدرسه پزشکی هاروارد این نظریه را ثابت کرده است که مغز می تواند آثار داروها را تغییر دهد، قدرت باور در اینجا مشخص می شود دکتر ویچر سال های زیادی را در این مورد کار کرده است، یکی از آزمایش هایی که انجام داده، این بود که از صد تا دانش آموز داوطلب خواسته است تا دو تا دارو را امتحان کنند یک دارو داخل کپسول قرمز و یک دارو داخل کپسول آبی قرار داشت،

به دانش آموزها گفته بود که، کپسول قرمز حاوی داورهای محرکی است که انرژی بدن را افزایش می دهد وکپسول آبی یک داروی بی حس کننده است که فرد مصرف کننده را به زانو در می آورد، اما حقیقت کاملاً بر عکس بود، کپسول آبی محرک و کپسول قرمز حاوی داوری بی حس کننده بود،

نتیجه خیلی جالب آزمایش این بود که دانش آموزان بعد از مصرف داروها مطابق چیزی که بهشون گفته شده بود عکس العمل نشان دادن، نه مطابق اثر طبیعی داروها، کپسول قرمز در واقع بی حس کننده بود اما دانش آموزانی که مصرفش کرده بودن احساس کردن انرژی شان چند برابر شده، ضربان قلبشان بالا رفته، هوشیاریشان افزایش پیدا کرده و فعالیت مغزشان هم بیشتر شده است،

کپسول آبی حاوی داورهای محرک بود اما دانش آموزانی که مصرفش کرده بودند ضربان قلبشان کاهش پیدا کرد، هوشیاریشان کم شده و فعالیت مغزیشان خیلی ضعیف شد، در واقع بدنشان بر اساس باورهایشان عمل کرد، نه بر اساس دارو.

چون فکر می کنید باورها واقعیت دارند، واقعیت ها را کنترل می کنید، افراد فکر می کنند باورها یه شی هستند، ولی واقعاً این طور نیست، باورها مفهومی هستند که اطمینان در مورد چیزی را می رساندند، این احساس آگاهی و دانستن این احساس که می گوید آره حقیقت دارد، یک باور را زنده می کند شما این باور را قبول می کنید چون در ذهنتان مرجع هایی وجود دارند که به اون باور قوت می دهند

باید اون مرجع ها رو مورد ارزیابی قرار دهید، تا حقیقت داشتن و نداشتن باورها رو بفهمید. مثلاً در مورد هوشتون چی فکر می کنید، اگر خودتون را با اطرافیانتون مقایسه کنید، اگه خودتون با دیگران مقایسه کنید

می گوید، آره من نسبت به اونا بهترم بهتر و سریعتر یاد می گیرم، اطلاعاتی که حفظ می کنم، بیشتر یادم می ماند، وقتی اطلاعات جدیدی رو مطالعه می کنم، یاد گیریش نه برایم سخت است نه آسان ولی خوبه، تمام این چیزها این باور شما که باهوشید را پشتیبانی می کنند.

اما اگر خودتون را با انشتین و ادیسون مقایسه کنید دیگه احساس باهوش بودن نمی کنید، ببینید باورهای شما در مورد باهوش بودنتان نسبی است، کارل گوستاو یان که یک روانشناس است می گوید بدون عواطف تاریکی به نور تبدیل نمی شود باورهای شما نیروی های رنج و لذت عواطفی را در شما ایجاد می کنند که به زندگی شما انرژی می دهند، این عواطف شما را به سمت روزهای بهتر هدایت می کنند،

شما منبع عواطف هستید،

شما این عواطف را ایجاد می کنید و می توانید بهشون جهت بدهید تا هر طرفی که می خواهند بروند. این کاملاً به انتخاب شماست، اگر روی چیزهایی تمرکز کنید که شکست های شما محسوب می شوند، چیزهایی که باهاشون مبارزه می کنید کارهای که برای شما سختند

و چیزهایی که وقتی بهشون فکر می کنید احساس بدی بهتون دست می دهد، زندگی سخت می شود برعکس اگر فکرهای مثبت و خوش بینانه داشته باشید به چیزهایی که دوستشون دارید و ازشون لذت می برید فکر کنید، زندگی راحت تر می شود و احساس بهتری به خودتون و زندگی تون پیدا می کنید، اینم یک انتخاب است.

-۴ احساس خوبی به زندگی داشته باشید

زندگی برای شما نقش اون مرجع را بازی می کند اگر احساس بدی نسبت به زندگی تون داشته باشید خسته می شوید و از پا در می آید، اگر احساس خوبی داشته باشید انرژی می گیرید و پیش می روید، برای اینکه بهتر بتوانید ذهن و زندگی تون را کنترل کنید، چندتا سیگنال عملکرد بهتون یاد می دهم که بهتون می گویند

کی می باید چکار انجام بدید اگر حالتون خوب نباشه و برید پیش دکتر چه کار می کند، خوب دنبال علائم می گردد و بر اساس اون علائم بیماری شما را تشخیص می دهد، من هم به شما یک سری علائم را یاد می دهم که بهتون می گوید وقتشه چکار کنید

بزرگترین سیگنال ترس است،

بعضی ترس ها چراغ قرمز هستند، چراغ خطر، اما بیشتر ترس ها چراغ زردند یعنی چراغ احتیاط. یعنی مواظب باشید یه اتفاقی دارد می افتدد. چراغ زرد نه قرمز و نه سبز، ترس می گوید باید یک کاری کنید یا حداقل آماده باشید، باید یک تصمیم برای قدم بعدی بگیرید.


دانلود کتاب به ذهن و زندگی خود انرژی بخشید


 

دیدگاه خود را ارسال کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *