کوین ترودو و چهارمرحله یادگیری اش (+صوت)

کوین ترودو و چهارمرحله یادگیری اش (+صوت)

 

مراحل یادگیری کوین ترودو چیست؟

امروز می خوام در مورد چهار مرحله ی یادگیری کوین ترودو صحبت کنم. این چهار مرحله بسیار مهم هستند و اگر کسی بخواد مهارت یاد بگیره، دانش یاد بگیره، به آگاهی برسه، چه در سطح قوانین و سایر علوم دیگه،

اگه بخواد عالی عمل بکنه و عالی اونها رو در ذهنش قراره بده باید این چهار مرحله رو بدونه و طبق اونها عمل بکنه و این چهار مرحله ی یادگیری در ذهن فرد طبقه بندی نباشه و فرد به اینها آگاهی نداشته باشه نمی تونه درست چیزی رو یاد بگیره و شاید شکست بخوره.

چهار مرحله یادگیری کوین ترودو

بخاطر همینه بعضی افراد میان اصول موفقیت رو یاد میگیرن، اصول بازاریابی رو یاد میگیرن، قانون جذب رو یاد می گیرن، ولی نمی تونن ازشون استفاده بکنه؛

بخاطر اینکه این چهار مرحله و این چهار پله ی بسیار مهم در یادگیری رو طی نمی کنن.
حالا این چهار مرحله چی هستن؟

یادگیری کوین ترودو چند بخش دارد؟

طوری که کوین تورودو میگه این چهار مرحله، مرحله ی اول ناآگاهی و ناشایستگی، مرحله ی دوم آگاهی و ناشایستگی، مرحله ی سوم آگاهی و شایستگی، ناآگاهی و شایستگی. تک تک اینهارو کامل توضیح میدم.
خب، مرحله ی اول چیه؟ ناآگاهی و ناشایستگی. این مرحله، مرحله ایه که اصلا شما هیچ اقدامی نمی کنید. و اصلا دنبال اون علمی که می خوای،

مثلا موفقیت، دنبالش نیستی. اینکه یه نفر بخواد موفق باشه، قوانین موفقیت رو اصلا نمی خواد بره دنبالش. ناآگاهه، نمی دونه، بخاطر همین هم ناشایستی. چه زمانی ما ناشایسته هستیم؟

زمانی که ناآگاهیم. زمانی که ناآگاه هستیم چیزی رو نمی دونیم و وقتی که چیزی رو ندونیم ازش استفاده نمی کنیم. مرحله ی اول فقط و فقط بر اساس یه سوال در ذهن شکل می گیره.

بر اساس اینکه تصمیم می گیرید که برید به سمت موفقیت. اینکه تصمیم می گیره فرد ثروتمند بشه. تصمیم می گیره بره به سمت چیزی که می خواد. خیلی از افراد هستن اجازه و خواسته در ذهن خودشون رو نمیدن و این اتفاقست که سبب میشه که اونها همیشه ناآگاه باشن.

ولی یه نفر هست که میگه که خانواده ی خیلی فقیری بوده که تو موقعیت نامناسبی بوده، این چه کار کرده؟ چه قوانینی به کار بسته؟

به محض اینکه فرد این سوال رو از خودش می پرسه وارد مرحله ی دوم میشه.
یک مقدار آگاه میشه. من اینو خیلی سوال می پرسم جایی که میرم صحبت می کنم.

میگم فکر می کنید علم موفقیت و اینایی که به ثروت رسیدن، علم ثروتمند شدن میتونه قابل یادگیری باشه؟ و اصلا علمی هست که ما بتونیم بهش اکتفا کنیم و بر اساس اون پیش بریم؟

و آیا این افرادی که اومدن و به سطح های بالا، به مدارج بالاتر رسیدن اینها علمی داشتن؟ و یا نه، شانسی بوده؟ این چیزیه که اگر همیشه در ذهن سوال بشه، اگر بیاین از خودمون بپرسیم وارد مرحله ی دوم میشیم.

مرحله ای که آگاه می شیم ولی هنور ناشایستیم. پس آگاهی و ناشایستگی هستش.
مرحله ی بعدی چیه؟ شما توی ذهنتون میگید، خب اینا یه چیزایی می دونن؟ اینا از چه چیزایی استفاده کردن؟ میرید سراغ کتاب های مختلف. کتابهای مختلف رو می خونید.

میرید سراغ زندگی نامه ها، زندگی نامه هارو می خونید. از افراد سوال می پرسید. میرید در جوار افراد موفق قرار می گیرید. ازشون سوال می پرسید و بهتون پاسخ میدن.

این اتفاقه باعث میشه که شما اون اصولی که اونها رعایت کردن رعایت می کنید. آگاه میشید و شایسته میشید. چه زمانی شایسته می شید؟

کوین ترودو و مراحل یادگیری او عوامل مهمی دارد

زمانی که این قوانین رو آگاهانه و از روی عمد، به صورت عمدی، نه ناخودآگاه؛ به صورت آگاهانه از اینا استفاده می کنید. و شایسته میشید. و این قوانین رو که به کار ببرید کم کم شایستگی به وجود میاد. چه زمانی اینهارو به کار می بریم؟ زمانی که آگاهیم. تو مرحله ی دوم آگاه بودیم و ناشایسته.
چرا؟
چون هنوز اینهارو به کار نبستیم. ولی مرحله ی سوم، یعنی آگاهی و شایستگی مرحله ای که ما به کار می بندیم. ولی از این مرحله یه مقدار به مرحله ی چهارم سختتر می تونیم بریم.

چه زمانی؟ فرد میاد یه مهارتی رو می خواد یاد بگیره. مدت زیاد استمرار نداره در این مهارت. به صورت زیاد در این علمی که داره استمرار نداره. چه میدونم؟

چندتا کتاب می خونه و میذاره دور. یا مثلا مورد کنترل ذهن و توجه به نکات مثبت یک ماه، دو ماه کار رو انجام میده و بعدش دیگه کنارش میذاره. اینجا مرحله ی سه هستش و هیچوقت به مرحله چهار نمیره.

مرحله ی چهار چجوری میتونه فرد وارد بشه؟ زمانی که فرد اینقدر مطالب رو تکرار میکنه، اینقدر ذهنشو پر از اطلاعات میکنه و اینقدر دنبال کتاب های مختلف میره و هر روز و هر روز روش فکر میکنه و هر روز و هر روز به ذهنش کنترل داره و اونو آگاهانه در سمت چیزی که می خواد قرار میده و اینقدر اینو استمرار داره رو این کار که ناآگاهانه فرد مثبت فکر میکنه.

ناآگاهانه قوانین رو به کار می بره. و اینقدر این تکرار ادامه پیدا میکنه که مغزش به صورت مثبت خوب فکر می کنه.
یعنی اون افرادی که به مدارج موفقیت رسیدن و مثلا فرد تو بازار معامله گری مثلا بورس، معاملات مسکن، تصمیم درست رو میگیره، ذهنش اینقدر درست فکر می کنه و اینقدر روش کار کرده در اون اوایل که به صورت ناآگاهانه تصمیم درست رو می گیره که باعث شایستگی میشه.

شایستگی چیه؟ یعنی همون تصمیم خوبی که میگیره. یعنی فرد دست میذاره روی زمینی که بعد از یک ماه، بعد از دو ماه به یه ثروت میره. و برعکسشم هست، توی بدبختی به ناآگاهی و ناشایستگی رسیده. یعنی یه زمین رو می خره و زمین افت می کنه، یا اون خونه ای که خریده افت می کنه؛ چرا این تصمیمه براش اتفاق افتاده؟
چون ناخودآگاهه، ذهنش اون رو به سمت بدبختی می بره. چون پر از چیزهای منفیه. ورودیهاش پر از چیزهایی که ناخواسته هست و اون رو در مسیر بدبختی قرار میده.

اما آگاهانه بیاد و روی چیزهای خواستش، روی چیزهایی که می خواد، روی چیزهایی که اونو به موفقیت میرسونه، فکر کنه و تمرکز کنه و این رو استمرار ببخشه، به مرحله ی چهار میره.
و شایسته میشه. حالا ما چه زمانی می تونیم به این مرحله برسیم؟ زمانی که یه چیزی رو زیاد تکرار کنیم.

خب باید چه چیزی رو تکرار کنیم؟ باید روی چه چیزی تمرکز کنیم؟ ما اگه روی هر چیزی تمرکز کنیم به مرحله ی چهارم می رسیم. خیلی از افراد هستن توی فقر و بدبختی تو مرحله ی چهار هستن.
حالا، اگر فرد بخواد، پیشنهاد من اینه، اگر فرد بخواد تمرکز بذاره روی چیزی که می خواد به مرحله ی چهار برسه، روی دو تا چیز به نظر من می تونه به مرحله ی چهار برسه و خیلی خیلی پیشنهاد میشه.
گزینه ی اول اینه، تسلط بر قوانین. فرد روی قوانین مسلط بشه. چرا؟ چون اگر روی قوانین مسلط بشه ناخودآگاه اونها رو رعایت می کنه. ناخودآگاه درست فکر می کنه. ناخودآگاه خوب تصمیم میگیره.
چه زمانی ما می تونیم بر قوانین تسلط داشته باشیم؟ زمانی که دوره های مختلف رو گوش کنیم. زمانی که روی خودمون سرمایه گذاری کنیم.
زمانی که بیایم کتابهای درست و منتخب رو که از اساتید خوب به ما پیشنهاد شده و در خصوص قوانین موفقیت هست، و در خصوص قوانین جذب هست، بیایم مطالعه کنیم.
وقتی روی تسلط قوانین بیایم به مرحله ی چهار برسیم، اتفاقی که میفته که شما به صورت ناآگاهانه یا همون ناخودآگاه، قوانین رو رعایت می کنید. خیلی از افراد هستن بازارین و میگن که این افرادی که الان بازارین، دست به هر چیزی میذارن خوب میشه.

چهار مرحله یادگیری کوین ترودو

حالا باید به راحتی چهار مرحله کوین ترودو را متوجه شده باشید اما برخی شاید این چهار مرحله را رعایت نکنند اما چطور موفق هستند؟
اینها نه کتابی خوندن، و نه رفتن دنبال علم موفقیت. اینا چجورین؟ در موردش صحبت می کنیم که کتاب خوندن نیست. ما می تونیم توی، به وسیله ی خیلی از کارهای دیگه به مرحله ی چهارم برسیم.

حالا، بریم سراغ دومین چیزی که پیشنهاد من اینه که باهاش به مرحله ی چهارم برسید، روی توجه به خواسته و توجه به نکات مثبت. نگاه کنید، نکات مثبت و شکرگزاری.

یعنی اگر فردی بیاد آگاهانه این رو تمرین کنه و سعی کنه در هر روزش به خواستش توجه کنه و به اون چیزی که می خواد، به محض اینکه به مشکلی برمیخوره، به تضادی برمیخوره، کاری که دوست نداره، بیاد وقتشو بذاره روی اینکه روی عکس اون تضاد و مشکل وقت بذاره.

اگه اون کارو بکنم این مشکل و تضاد حل میشه یا فرد می تونه به چیزای مثبتی که دور و برش هست توجه کنه و شکرگزاری کنه یا می تونه به آرزو و خواسته ای که داره توجه بکنه.

و اگر فرد بیاد تمرکزش رو بذاره روی چیزهایی که می خواد، اتفاقی که میفته اینه که اون چیزی که میخواد کم کم و کم کم جزو زندگیش میشه. و وارد زندگیش میشه. و اون اتفاق به زندگیش هدایت میشه. چه زمانی؟ زمانی که تایم بذاره و بیاد روی خواسته هاش توجه کنه.

باید ورودی هاش در این مسیر قرار بده. حالا، تسلط بر قوانین به چه شکله؟ ببینید، ما گاهی موقع ها می تونیم ناگهانی به مرحله ی چهار برسیم.

میزان رغبت شما برای تغییر

یک اتفاق، یک تضاد اینقدر دست مارو می سوزونه که ما دیگه اون کارو انجام نمی دیم.

طرف میگه پشت دستمو داغ کردم دیگه این کارو نکنم، یعنی شدت اون اتفاق بده اینقدر زیاده که به مرحله ی چهار میرسه، ناگهانی.

مثلا فکر کنید شما دفعه اولی که دستتونو رو بخاری می ذارید، اولین دفعه ای که داره دستتون به بخاری میخوره، و از شدت اون حرارت دستتون میسوزه و ناگهان دستتونو می کشید عقب، مطمئنا دفعه ی دیگه دستتونو به اون بخاری نمی زنید، چون که این به ذهنتون اومده که این داغه و رنجش اینقدر زیاده که شما دیگه اون کارو نمی کنید.

یعنی شما به مرحله ی چهار می رسید. به مرحله ی ناآگاهای و شایستگی. یعنی شما نمی خواد فکر کنید که این داغه یا نه، دستتونو دور می کنید و دیگه به سمت بخاری نمی رید.

فکر کنید که یه بچه ای که مثلا کوچیکه این کارو انجام میده، دیگه به سمت بخاری نمیره، چون یه دفعه و ناگهانی به مرحله ی چهار رسیده. و این در رنج های بسیار بسیار زیاد برامون اتفاق میفته. ما ناگهانی به مرحله ی چهار می رسیم. اما بسیاری از قوانین موفقیت به این شکل نیستن. ما باید وقت بذاریم و استمرار داشته باشیم که به مرحله ی چهار برسیم.

یعنی فرد اینقدر روی ذهنش کار می کنه، اینقدر روی توجهش کار می کنه و ذهنش درست وقتی که شرایط سخت بوجود میاد روی خواسته هاش توجه می کنه، روی داشته هاش توجه می کنه.

راهکار اینه که فرد در مواقع که به تضاد می خوره، بیاد به خواستش توجه بکنه. و کلا انسان های موفق تمام چیزی که دارن از توجه به خواسته شونه.

از تمرکزی که روی خواستشون می ذارن نتیجه گرفتن. این تمرکز اینقدر زیاد که به مرحله ی چهار رسیدن. در شرایطی که همه ناامید بودن اینا امید داشتن. در شرایطی که همه تصمیم اشتباه می گرفتن اینا تصمیم درست می گرفتن.

چرا؟ چون اینقدر روی ذهنشون کار کردن و اینقدر تسلط پیدا کردن به قوانین، حالا تسلط بر اساس تجربه، بر اساس مطالعه ای که داشتن، که این اتفاقه افتاده براشون.

ما کی می تونیم به مرحله ی چهار برسیم؟ زمانی که ورودی هامون رو در جهت اون چیزی که می خوایم قرار بدیم. مثلا یه نفر می خواد با قوانین به مرحله ی چهار برسه، باید ورودیهاش رو در این جهت قرار بده. حالا ورودی ها چی هستن؟ چیزی که می شنویم. چیزی که در موردش صحبت می کنیم.

چیزی که می خونیم. چیزی که حتی به یاد میاریم و تأیید می کنیم. حتی بعضیا حتی فیلم بازی می کنن، خب، اینها همه ورودی های ما هستن که اگر ما ورودیهامون رو در جهت چیزی قرار بدیم و استمرار ببخشیم در طول روز در اون به مرحله ی چهار برسیم.

مثلا فکر کنید یه نفر می خواد در قوانین به مرحله ی چهار برسه. باید در قوانین صحبت کنه، حالا با خودش، با خداوند، با دوستی که داره؛ باید در موردش بخونه.

کتاب های مختلفی رو بخونه، کتاب هایی که مورد تأیید هستن، نه هر کتابی؛ که در سایت ذهن کوک، کتاب های تأیید استاد کیوین تورودو هستش. در موردش باید بشنوه. از اساتید مطمئن.

از اساتیدی که منتخبن. و این اساتید خودشون به جایگاه مناسبی رسیدن. باید قوانین رو بارها و بارها بشنویم. و این قوانین رو به یاد بیاره. که خودش استفاده کرده. حالا دارم مثال رو در خصوص قوانین میگم.

چهار مرحله یادگیری

شما اون رو می تونید در هر مثالی قرار بدید. و میاد به یاد میاره اون زمانایی که قوانین رو به کار می بسته. اگه همچین کاری می کرده. بیاد حتی تو زندگی برخی افراد بگه آره اینجوری باورا. می تونه به یاد بیاره و تأیید کنه.

این باعث میشه کم کم و کم کم جزو فکر غالبش بشه. و اون دایره ی زمانی که در طول روز داره بیشتر فکرش و ورودیهاش رو در این جهت قرار بده تا به مرحله ی چهار برسه، در قوانین.

یا اون کسی که می خواد به خواستش زود محقق بشه، باید چی کار کنه؟ باید در موردش بشنوه. در موردش بخونه. در موردش بنویسه.

این نکته رو هم بگم، نوشتن قوانین هم خیلی خوبه. یعنی یک بازه ی زمانی که شما می تونید قوانین رو روش وقت بذارید صبح ها هست. صبح ها در مورد قوانین که خودتون فکر می کنید دارید کم کم دارید یادش می گیرید و اون برداشت خودتون رو صبح ها بنویسید.

در مورد قوانین بنویسید و بنویسید. یکی از از ورودی هاست که خیلی خیلی تأثیر داره. یا در مورد، اینکه طرف در مورد خواستش و توجهات مثبت، راه کار اینه که فرد بیاد آگاهانه روی چیزی که می خواد و روی نکات مثبت آگاهانه، خیلی سخته ها، آگاهانه بیاد فکر کنه.

مغز ضربان مقاومت داره. چون می خواد کم مصرف باشه. این مقاومته بسیار طبیعیه. اما زمانی که شما مدام استمرار داشته باشید و این رو به کار ببرید، اتفاقی که شما فکر غالبتون، و شما به صورت ناآگاهانه به چیزای مثبت توجه می کنید. و زمانی که به چیزهای مثبت توجه می کنید، ارتعاش مثبت میدین.

و زمانی که ارتعاش مثبت میدین، قطب نماتون که احساستونونه، نشون میده که احساستون خوبه، و احساس خوب یعنی دارید به سمتی که خوبی ها میرید، به سمت خواسته هاتون، به سمت چیزی که خوبه، به نفعتونه حرکت می کنید.

و این باعث میشه که شما به خواستتون برسید. و زمانی که به خواستتون می رسید و چیزای مثبت به سمت زندگیتون میاد، باز دوباره حالتون خوب میشه و احساس خوب دوباره این چرخه مدام براتون تکرار میشه. ولی اصلی ترین مرحله اینه که از مرحله ی سه به مرحله ی چهار برسید.

مرحله ای که شما آگاهانه دارید سعی می کنید و شایسته هستید، برسید ناآگاهانه بشید. یعنی چی؟ یعنی فکر غالبتون بشه. یه راهی که خیلی خیلی می تونه تأثیر داشته باشه و خیلی می تونه سریع ما رو به مرحله ی چهار برسونه اینه که در جوار افراد موفق قرار بگیریم.

 

مراحل یادگیری کوین ترودو بر اساس گروه های مخفی

در گروه های مخفی افراد همیشه در جوار استاد بودند که یادگیری آنها کامل می شد.

فرد یه آدم موفقه، ازش که سوال می پرسن میگه نه من به اون صورت دنبال علم و موفقیت هم نبودم ولی خب یه مدت زمانی، یه مدتی من پیش یه بازاری بودم و ازش یاد می گرفتم.

اینجا نشون میده که چقدر تأثیر زیادی داره، افرادی که در تجربه به قوانین میرسن. با اینکه خیلی تایم زیادی میبره ها و شاید صد در صد هم این روشو پیشنهاد می کنم و حتما پیشنهاد می کنم این روش رو کنار مطالعه داشته باشید. این روش رو در کنار مطالعه، در کنار گوش کردن به اساتید مطمئن و معتبر این رو داشته باشید.

و در جوار افراد موفق قرار بگیرید. که به شدت می تونه روی باورهای شما تأثیر بذاره. یعنی شما اگه کنار آدم موفق بشینید و فقط هیچی نگید، تأثیر اون روی شما به شدت بالا خواهد بود.

و اینکه شما بیاین این فرد رو مشاهده کنید و در شرایط مختلف ببینید چه تصمیمایی میگیره. این خیلی فرق داره. یعنی من یه استاد می شناختم که دوره هاش رو گوش می کردم و در جوارش قرار گرفتم یه مدتی و دیدم اون چیزی که ما داریم تو دوره هاش میشنویم متفاوته با چیزی که در جوارشه.

یعنی یه اتفاقی میفته، به یه تضادی بر می خوره، این یه واکنش خاصی داره. یه ری اکشن خاصی داره. اتفاقه داره به منم می گه که بابا تو این شرایط این واکنش رو داشت. و این تو ذهن من میشینه چون مشاهده کردن یک روش بسیار بسیار عالی برای اینکه بتونیم به مرحله ی چهار برسیم.

افرادی هستن که اصلا کتاب موفقیتی نخوندن، از طریق همجوار قرار گرفتن با، یعنی دور و برشون افراد موفقی بوده و این افراد موفق تأثیر داشتن روی زندگیش و این تأثیره بر اساس افکاری بوده، بر اساس چیزایی بوده که فکر می کردن. بر اساس واکنش هایی بوده که فرد در شرایط مختلف اینهارو مشاهده می کرده.

خود کیوین تورودو هم در مورد این، بر اساس واکنش هایی بوده که فرد در شرایط مختلف اون ها رو مشاهده کرده. خود کیوین تورودو هم در مورد این به شدت تأکید داره و میگه ما اساتیدی داشتیم و استادهایی داشتیم که اونهارو در شرایط مختلف مشاهده می کردم. فلان اتفاقی که میفتاده اینا چه رفتاری و واکنشی داشتن.

ببینید ما باید برای رسیدن به موفقیت اول این سوال در ذهنمون پیش بیاد که آقا موفقیت و رسیدن به خواسته هامون می تونه یه مسیر برامون داشته باشه. می تونه علمی باشه.

زمانی که این اتفاق برامون افتاد بیایم تأمل کنیم و بیایم وقت بذاریم و سرمایه گذاری کنیم و بریم به سمت یادگیری این قوانین و زمانی که فردی میشیم که روی خودمون سرمایه گذاری می کنیم و این رو یاد می گیریم به مرحله ی سه می رسیم. و آگاهیم و شایسته ایم.

شایسته اتفاقیه که نتایج رو در بر داره و ما آگاهانه داریم این قوانین رو به کار می گیریم و شاییسته میشیم. برای اینکه بتونیم به نتایج عالی تر برسیم باید به مرحله ی چهار برسیم.

چه زمانی به مرحله ی چهار می رسیم؟

زمانی که استمرار داشته باشیم در یادگیری و تفکر روی قوانین. یعنی ما همش نباید روی این باشیم که فلان دوره رو بریم و فلان استادو گوش کنیم. این یکی چی گفت، اون یکی چی گفت، فلان کتاب چی گفت. ما باید یه بازه زمانی در طول روز واسه خودمون داشته باشیم و تأمل کنیم روی قوانین و این فکر کردنه خیلی می تونه بهمون کمک کنه.

اینکه در موردش صحبت کنیم، در موردش بنویسیم، برداشت خودمون رو داشته باشیم. به شدت می تونه مهمتر باشه. البته در مرحله ی اولش ما باید برداشتی از قوانین از جاهایی که از کتاب های دیگه، از اساتید دیگه داشته باشیم که این اتفاقه باعث میشه ما قوانین رو خوب بفهمیم.

و با این قوانین به مرحله ی چهارم برسیم. مثالی که کیوین تورودو در این خصوص میزنه بستن بند کفشه. شما در مرحله ی اولی که می خواید بند کفشتونو ببندید خیلی خیلی زمانبره و خیلی خیلی واستون سخته. یعنی فکر کنید اون زمانی که شما شروع به یادگرفتن اینکه بند کفش چه جوری بسته میشه.

در ابتدا یه نفر شاید این بند کفش رو براتون بست و شما ازش یاد گرفتین. مرحله ی اول، مرحله ی دوم و ..، بارها و بارها تکرار باعث شد شما یاد بگیرید و به مرحله ی آگاهی و شایستگی برسید.

و اینقدر تکرار کردید که شما دیگه فکر نمی کنید. و به صورت ناآگاهانه بند کفشتون رو می بندین و شایسته هستید و نتیجه ی عالی رو می گیرید از بستن بند کفش.

من آرزوی بهترین هارو دارم براتون. امیدوارم با مطالبی که در ذهن کوک واستون ارائه می کنیم ذهنتون کوک بشه. بتونیم ناخودآگاه عالی داشته باشیم که مارو به تصمیم های درست هدایت بکنه.

به خدا توکل کنید که خداوند کافیست
موفق و پیروز باشید.

 

دیدگاه خود را ارسال کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

{"cart_token":"","hash":"","cart_data":""}