ترک عادت دیر خوابیدن؛ پایان افسانه جغد شب و آغاز بیداری هوشمندانه
آنچه در این مقاله میخوانید
- ترک عادت دیر خوابیدن؛ پایان افسانه جغد شب و آغاز بیداری هوشمندانه
- مقدمه: بحران خاموش در دنیای همیشه بیدار
- فصل اول: کالبدشکافی خواب؛ وقتی چراغها خاموش میشوند، مغز چه میکند؟
- فصل دوم: روانشناسی شببیداری؛ چرا با وجود خستگی مقاومت میکنیم؟
- فصل سوم: هزینه سنگین جغد بودن؛ هشدارهایی که نادیده میگیرید
- فصل چهارم: تشخیص وضعیت؛ آیا من واقعاً جغد شب هستم؟
- فصل پنجم: پروتکل جامع بازسازی خواب (برنامه ۶ هفتهای)
- فصل ششم: وقتی ذهن مقاومت میکند؛ راهکارهای نوین و تکنولوژیک
- جمعبندی: مسیر بازگشت به تعادل
- پرسشهای متداول (FAQ)
آیا شبها با وجود خستگی خوابتان نمیبرد؟ راهنمای جامع ترک عادت دیر خوابیدن، بررسی علمی دلایل شببیداری، روانشناسی انتقام خواب و پروتکل عملی ۶ هفتهای برای تنظیم مجدد ساعت بیولوژیک و بازیابی انرژی از دست رفته.
مقدمه: بحران خاموش در دنیای همیشه بیدار
ساعت از ۲ بامداد گذشته است. خانه در سکوت مطلق فرو رفته، اما ذهن شما تازه بیدار شده است. بدنتان فریاد خستگی میکشد، چشمهایتان میسوزد، اما نیرویی نامرئی مانع از بستن آنها میشود. شاید دوباره گوشی را برمیدارید، شاید در افکار درهمریخته غرق میشوید و شاید با اضطراب به ساعتی نگاه میکنید که بیرحمانه نزدیک شدن صبح و شروع یک روز خستهکننده دیگر را یادآوری میکند.
اگر این سناریو برایتان تکراری است، شما تنها نیستید. ما در عصر «بیخوابی جهانی» زندگی میکنیم؛ عصری که در آن مرزهای شب و روز با نورهای مصنوعی و فشارهای زندگی مدرن درهمشکسته است. بسیاری از ما خود را «جغد شب» مینامیم و این برچسب را به عنوان بخشی از هویتمان پذیرفتهایم. اما آیا واقعاً جغد شب بودن یک ویژگی ژنتیکی تغییرناپذیر است یا یک الگوی رفتاری اکتسابی که آرامآرام سلامت جسم و روان ما را میبلعد؟
ترک عادت دیر خوابیدن صرفاً به معنای زود رفتن به رختخواب نیست؛ بلکه به معنای بازپسگیری کنترل زندگی از دست رفته است. خواب دیرهنگام و بیکیفیت، فقط باعث خوابآلودگی فردا نمیشود؛ بلکه یک الگوی رفتاری-عصبی مخرب است که بر تصمیمگیریها، تنظیم هیجانات، حافظه و حتی سیستم ایمنی بدن شما اثر مستقیم میگذارد.
در این مقاله مرجع، ما از سطح توصیههای کلیشهای مثل «شیر گرم بنوشید» عبور میکنیم. ما به عمق نوروبیولوژی مغز سفر میکنیم تا بفهمیم چرا شبها بیدار میمانید، چرا تلاشهای قبلیتان شکست خورده و چگونه میتوانید با استفاده از یک نقشه راه علمی و گامبهگام، ساعت بیولوژیک خود را مجدداً تنظیم کنید. آماده باشید تا با حقایقی روبرو شوید که نگاه شما را به خواب برای همیشه تغییر خواهد داد.
فصل اول: کالبدشکافی خواب؛ وقتی چراغها خاموش میشوند، مغز چه میکند؟
برای اینکه بتوانید عادت دیر خوابیدن را ترک کنید، ابتدا باید بدانید که خواب یک دکمه خاموش نیست؛ بلکه یک فرآیند فعال، پیچیده و حیاتی برای بقاست. درک مکانیسمهای زیرین خواب به شما انگیزه لازم برای تغییر را میدهد.
۱. سیستم گلیمفاتیک: تصفیهخانه حیاتی مغز
شاید مهمترین دلیل برای اصلاح الگوی خواب، عملکرد «سیستم گلیمفاتیک» (Glymphatic System) باشد. بدن انسان برای دفع سموم از سیستم لنفاوی استفاده میکند، اما مغز به دلیل سد خونی-مغزی، سیستم مستقل خود را دارد. پژوهشهای نوین عصبشناسی نشان دادهاند که در طول خواب عمیق، فضای بین سلولهای مغزی تا ۶۰ درصد باز میشود. این انبساط به مایع مغزی-نخاعی اجازه میدهد تا با فشار وارد بافت مغز شده و پروتئینهای سمی و ضایعات متابولیک را شستشو دهد. دو مورد از خطرناکترین این سموم عبارتند از:
- بتا-آمیلوئید: پروتئینی که تجمع پلاکهای آن عامل اصلی آلزایمر است.
- پروتئین تائو: که انباشت آن به ساختار نورونها آسیب میزند.
وقتی شما دیر میخوابید و از خواب عمیق محروم میشوید، مغز فرصت پاکسازی پیدا نمیکند و عملاً در “فاضلاب متابولیک” خود غرق میشود. این وضعیت همان چیزی است که فردا صبح به صورت «مه مغزی»، عدم تمرکز و کلافگی تجربه میکنید.
۲. رقص هورمونها و ساعت بیولوژیک
خواب ما توسط دو نیروی متضاد کنترل میشود. درک این دو نیرو کلید تنظیم خواب است:
الف) فشار هموستاتیک خواب (Process S)
این فرآیند مانند یک باتری عمل میکند که با بیداری تخلیه میشود. مادهای شیمیایی به نام «آدنوزین» در طول بیداری در مغز جمع میشود. هرچه بیشتر بیدار باشید، فشار آدنوزین بیشتر شده و میل به خواب افزایش مییابد. کافئین دقیقاً با مسدود کردن گیرندههای همین ماده، مغز را گول میزند.
ب) ریتم شبانهروزی (Process C)
این یک ساعت درونی ۲۴ ساعته است که در هسته سوپراکیاسماتیک (SCN) مغز قرار دارد و با نور تنظیم میشود.
- ملاتونین (هورمون تاریکی): با غروب آفتاب و کاهش نور ترشح میشود و سیگنال خواب میدهد.
- کورتیزول (هورمون هوشیاری): صبحها ترشح میشود تا شما را بیدار کند.
مشکل جغدهای شب کجاست؟ در افراد دیرخواب، معمولاً یک ناهماهنگی بین این دو سیستم رخ میدهد. بدن شما پر از آدنوزین است (خستهاید)، اما به دلیل نور آبی گوشی یا استرس، ملاتونین سرکوب شده و کورتیزول بالا مانده است. این همان حالت پارادوکسیکال “خسته اما بیدار” است.
فصل دوم: روانشناسی شببیداری؛ چرا با وجود خستگی مقاومت میکنیم؟
اگر ترک عادت دیر خوابیدن فقط مسئله دانستن فواید خواب بود، همه ما الان خواب بودیم. اما یک نیروی روانشناختی قدرتمند ما را بیدار نگه میدارد.
۱. انتقام خواب (Revenge Bedtime Procrastination)
این اصطلاح پدیدهای را توصیف میکند که در دنیای پرمشغله امروز بسیار رایج است. بسیاری از ما در طول روز هیچ کنترلی بر زمان خود نداریم؛ ساعتهای کاری طولانی، ترافیک، وظایف خانوادگی و تحصیلی، تمام روز ما را میبلعند. شب، تنها زمانی است که “خودمان” هستیم. بیدار ماندن در شب، یک شورش ناخودآگاه علیه روزمرگی است. ما دیر میخوابیم نه چون خوابمان نمیآید، بلکه چون نمیخواهیم “زمان آزاد” خود را تمام کنیم. خوابیدن برای ما به معنای تسلیم شدن و شروع یک روز پرمشغله دیگر است. این “انتقام” از روز، به قیمت نابودی فردا تمام میشود.
۲. تخلیه ایگو (Ego Depletion) و شکاف قصد-رفتار
آیا تا به حال صبح تصمیم گرفتهاید امشب ساعت ۱۰ بخوابید، اما شب که میشود انگار ارادهای ندارید؟ روانشناسی این را با “تخلیه ایگو” توضیح میدهد. اراده یک منبع محدود است. شما در طول روز با تصمیمگیریهای متعدد، کنترل خشم و انجام وظایف، مخزن اراده خود را خالی میکنید. شبهنگام، مغز خسته به دنبال پاداشهای فوری و آسان است (مثل اسکرول کردن اینستاگرام یا دیدن سریال). مقاومت در برابر این لذتهای کوچک با یک مغز خسته، بسیار دشوار است. اینجاست که شکافی عمیق بین “قصد” شما (زود خوابیدن) و “رفتار” شما (دیر خوابیدن) ایجاد میشود.
۳. افسانه خلاقیت شبانه
بسیاری از افراد ادعا میکنند که شبها خلاقترند. اما علم چه میگوید؟ اغلب، آنچه به عنوان خلاقیت شبانه تعبیر میشود، ناشی از کاهش فعالیت “قشر پیشپیشانی” (Prefrontal Cortex) است. این بخش مسئول سانسور، منطق و قضاوت است. وقتی خسته میشود، مهار ذهن کم شده و ایدههای عجیبتری به ذهن میرسد. اما این به معنای کارایی بالاتر نیست؛ بلکه به معنای کاهش فیلترهای ذهنی است که میتواند هم به خلاقیت منجر شود و هم به تصمیمگیریهای غلط و احساسی.
فصل سوم: هزینه سنگین جغد بودن؛ هشدارهایی که نادیده میگیرید
شاید بگویید “من عادت دارم و مشکلی حس نمیکنم”. اما اثرات دیر خوابیدن خزنده و تدریجی هستند. بدن شما ممکن است به کمخوابی عادت کند، اما مغزتان هرگز سازگار نمیشود.
۱. قطع ارتباط احساسی (آمیگدال و قشر پیشانی)
یکی از ترسناکترین عوارض کمخوابی، قطع ارتباط عملکردی بین مرکز احساسات (آمیگدال) و مرکز منطق (قشر پیشپیشانی) است. در حالت عادی، بخش منطقی مغز ترمز بخش احساسی را میکشد. اما در فرد کمخواب، این ترمز بریده میشود. نتیجه؟ آمیگدال تا ۶۰ درصد بیشفعال میشود. شما تبدیل به فردی میشوید که:
- سریع عصبانی میشود (تحریکپذیری بالا).
- بهشدت مضطرب است.
- نمیتواند رفتارهای دیگران را درست تفسیر کند (سوءتفاهمهای مدام). بسیاری از مشکلات زناشویی و شغلی، ریشه در همین عدم تعادل عصبی ناشی از دیر خوابیدن دارد.
۲. تخریب حافظه و یادگیری
خواب زمان انتقال اطلاعات از حافظه کوتاهمدت (هیپوکامپ) به حافظه بلندمدت (نئوکورتکس) است. اگر شب بیدار بمانید، عملاً دکمه “Save” را روی فایلهای روزانه نزدهاید. تلاش برای یادگیری بدون خواب کافی، مثل تلاش برای پر کردن سطلی است که ته ندارد.
۳. عوارض جسمانی پنهان
- چاقی و دیابت: دیر خوابیدن هورمون سیری (لپتین) را کاهش و هورمون گرسنگی (گرلین) را افزایش میدهد. تمایل شبانه به کربوهیدرات و شیرینی، یک ضعف اخلاقی نیست، بلکه یک پاسخ هورمونی به کمخوابی است.
- پیری پوست: کورتیزول بالا ناشی از کمخوابی، کلاژن پوست را تجزیه میکند. هیچ کرم گرانقیمتی نمیتواند جایگزین “خواب زیبایی” شود.
- ضعف ایمنی: سلولهای کشنده طبیعی (NK Cells) که خط مقدم مبارزه با ویروسها و سلولهای سرطانی هستند، در طول خواب تقویت میشوند.

فصل چهارم: تشخیص وضعیت؛ آیا من واقعاً جغد شب هستم؟
قبل از شروع برنامه درمانی برای ترک عادت دیر خوابیدن، باید وضعیت خود را بشناسید. آیا شما ذاتا جغد هستید یا سبک زندگی شما را اینگونه کرده است؟
جغد شب واقعی vs. دیرخواب اکتسابی
تنها درصد کمی از مردم بهصورت ژنتیکی دارای “سندرم تأخیر در فاز خواب” (DSPS) هستند.
- نشانههای DSPS: اگر در تعطیلات که ساعت زنگدار ندارید، بدنتان بهطور طبیعی ساعت ۴ صبح میخوابد و ۱۲ ظهر بیدار میشود و در این حالت کاملاً سرحال هستید، شما احتمالاً ژنتیک شبزی دارید.
- نشانههای دیرخواب اکتسابی: اگر دیر میخوابید اما صبحها با زجر بیدار میشوید، در طول روز خستهاید و آخر هفتهها سعی میکنید کمبود خواب را جبران کنید، شما جغد نیستید؛ بلکه الگوی خوابتان بههم ریخته است. خبر خوب اینکه بیش از ۸۰ درصد افرادی که فکر میکنند جغد شب هستند، در این دسته قرار دارند و کاملاً قابل درمان هستند.
شناسایی کرونوتایپ (Chronotype)
شناخت تیپ زمانی به شما کمک میکند انتظارات واقعبینانه داشته باشید:
- شیر (Lion): سحرخیز ذاتی، اوج انرژی صبح، زود میخوابد.
- خرس (Bear): هماهنگ با خورشید، نیاز به ۸ ساعت خواب (رایجترین تیپ).
- گرگ (Wolf): جغد شب، انرژی عصرگاهی، مشکل در بیداری صبح.
- دلفین (Dolphin): خواب سبک، مضطرب، الگوی نامنظم.
اگر «گرگ» هستید، هدف ما تبدیل کردن شما به «شیر» نیست؛ بلکه هدف سازگار کردن ساعت بدن شما با الزامات زندگی و بهینهسازی کیفیت خواب در ساعات ممکن است.
فصل پنجم: پروتکل جامع بازسازی خواب (برنامه ۶ هفتهای)
این بخش قلب مقاله است. برای ترک عادت دیر خوابیدن، ما از ترکیب اصول “بهداشت خواب پیشرفته”، “درمان شناختی-رفتاری بیخوابی (CBT-I)” و “کرونوتراپی” استفاده میکنیم. این یک رژیم سختگیرانه نیست، بلکه یک فرآیند بازآموزی مغز است.
فاز اول: مهندسی محیط (هفته اول)
قبل از اینکه رفتار خود را تغییر دهید، باید صحنه را آماده کنید.
- مدیریت نور (Light Management):
- صبح: بلافاصله پس از بیداری (در ۲۰ دقیقه اول)، باید نور خورشید به چشمتان بخورد. این مهمترین سیگنال به SCN است که ساعت بدن را برای ۱۶ ساعت بعد کوک میکند. پنجرهها را باز کنید یا بیرون بروید.
- شب: از ساعت ۹ شب، نور خانه را کم کنید. نورهای سفید و آبی (لامپهای مهتابی، گوشی، تلویزیون) را خاموش کنید و از نورهای گرم (زرد و قرمز) و آباژور استفاده کنید. نرمافزارهای فیلتر نور آبی را روی تمام گجتها نصب کنید.
- قانون تختخواب مقدس:
- تختخواب فقط و فقط برای خواب و رابطه جنسی است. هرگونه غذا خوردن، کار با لپتاپ، حرف زدن جدی و تماشای فیلم در تخت ممنوع است. مغز باید شرطی شود که: تخت = خاموشی.
- ترموستات بدن:
- برای شروع خواب، دمای مرکزی بدن باید حدود ۱ درجه افت کند. اتاق را خنک نگه دارید (۱۸ تا ۲۰ درجه). یک دوش آب گرم یک ساعت قبل خواب، با باز کردن عروق سطحی، باعث دفع حرارت داخلی و خنک شدن بدن میشود که سیگنال خواب قویای است.
فاز دوم: لنگر صبحگاهی و خاموشی تدریجی (هفته دوم و سوم)
بزرگترین اشتباه افراد در ترک عادت دیر خوابیدن این است که سعی میکنند شب زود بخوابند. اصلاح خواب از صبح شروع میشود.
- لنگر بیداری (Fixed Wake-up Time):
- مهم نیست دیشب کی خوابیدهاید؛ ساعت ۴ صبح یا ۵ صبح. شما باید هر روز رأس یک ساعت مقرر (مثلاً ۷:۳۰) بیدار شوید.
- این کار در چند روز اول دردناک است، اما فشار آدنوزین را برای شب بعد ذخیره میکند. چرت زدن در طول روز ممنوع است، زیرا فشار خواب شب را تخلیه میکند.
- خاموشی تدریجی ذهن:
- مغز ماشین نیست که ناگهان ترمز کند. باید دنده معکوس بکشید. یک ساعت قبل از خواب را به “ساعت پرواز ممنوع” تبدیل کنید: بدون اخبار، بدون کار، بدون بحث.
- تکنیک تخلیه ذهن: ۱۵ دقیقه قبل خواب، تمام نگرانیها و کارهای فردا را روی کاغذ بنویسید تا مغز اجازه رها کردن آنها را صادر کند.
فاز سوم: تکنیکهای رفتاری پیشرفته (هفته چهارم تا ششم)
- قانون ۲۰ دقیقه (Stimulus Control):
- اگر به رختخواب رفتید و بعد از ۲۰ دقیقه خوابتان نبرد، در تخت نمانید. ماندن در تخت و کلنجار رفتن، مغز را شرطی میکند که تخت محل بیداری و اضطراب است.
- بلند شوید، به اتاق دیگری بروید (با نور بسیار کم) و کاری کسلکننده انجام دهید (مثل خواندن یک کتاب درسی قدیمی یا مجله کاغذی). وقتی دوباره خوابآلود شدید، به تخت برگردید. این کار را هر چند بار لازم است تکرار کنید.
- تنفس ۴-۷-۸:
- برای فعال کردن سیستم پاراسمپاتیک (حالت آرامش): ۴ ثانیه هوا را از بینی بگیرید، ۷ ثانیه نگه دارید و ۸ ثانیه با فشار از دهان خارج کنید. این کار ضربان قلب را پایین میآورد.
- کرونوتراپی (پیشروی فاز):
- سعی نکنید ناگهان از ۳ صبح به ۱۱ شب بپرید. هر دو شب، زمان خواب و بیداری خود را فقط ۱۵ دقیقه عقب بکشید. این تغییر تدریجی پایدارتر است.
فصل ششم: وقتی ذهن مقاومت میکند؛ راهکارهای نوین و تکنولوژیک
گاهی با وجود رعایت تمام اصول بالا، یک مانع نامرئی وجود دارد. به محض اینکه سر بر بالش میگذارید، افکار مزاحم هجوم میآورند یا یک حس بیقراری درونی مانع آرامش میشود. اینجاست که پای ناخودآگاه و امواج مغزی به میان میآید.
سدِ ذهنی و قوه نقاد
ذهن ما یک نگهبان به نام “قوه نقاد” دارد که اطلاعات را فیلتر میکند. اگر سالها به خود گفتهاید “من بدخوابم” یا “شبها زندهام”، تلاش آگاهانه برای زود خوابیدن توسط این نگهبان رد میشود. ناخودآگاهِ شما، هویت شما را با شببیداری گره زده است.
نقش امواج مغزی
مغز در بیداری امواج بتا (Beta) تولید میکند. برای خواب، باید این فرکانس به آلفا (آرامش)، تتا (خوابآلودگی) و در نهایت دلتا (خواب عمیق) کاهش یابد. ذهنهای بیشفعال و مضطرب، در پایین آوردن این فرکانس مشکل دارند.
تکنولوژی سابلیمینال و همگامسازی مغزی
برای عبور از سد قوه نقاد و تنظیم مستقیم امواج مغزی، تکنولوژیهای نوینی توسعه یافتهاند. سابلیمینالها پیامهای صوتی پنهانی هستند که زیر لایههای موسیقی یا صدای طبیعت مخفی شدهاند و مستقیماً با ناخودآگاه صحبت میکنند تا باورهای اضطرابی نسبت به خواب را تغییر دهند. همچنین تکنیکهای صوتی مانند ضربانهای دوگوشی (Binaural Beats) میتوانند مغز را وادار کنند تا فرکانس خود را با الگوی خواب هماهنگ کند.
اگر احساس میکنید روشهای فیزیکی و رفتاری برای آرامسازی ذهن پرهیاهوی شما کافی نیست، استفاده از ابزارهای کمکی که مستقیماً ناخودآگاه را هدف میگیرند، میتواند حلقه گمشده درمان شما باشد. برخی از کاربران حرفهای برای تسریع روند درمان و القای آرامش عمیق، از فایلهای صوتی مهندسیشده استفاده میکنند. یکی از منابع معتبر در این زمینه که بر اساس اصول همگامسازی امواج مغزی طراحی شده است، سابلیمینال خواب آرام است که میتواند به عنوان یک مکمل قدرتمند در کنار روتینهای ذکر شده عمل کند. برای آشنایی بیشتر میتوانید این گزینه را بررسی کنید: سابلیمینال خواب آرام.
نکته مهم این است که این ابزارها “قرص جادویی” نیستند، بلکه کاتالیزوری هستند که وقتی روی بستر عادتهای صحیح قرار میگیرند، اثربخشی تلاشهای شما را چندین برابر میکنند.
جمعبندی: مسیر بازگشت به تعادل
ترک عادت دیر خوابیدن و پایان دادن به زندگی جغدگونه، یک شبه اتفاق نمیافتد. این مسیری است که فراز و نشیب دارد. ممکن است پس از سه شب خواب خوب، دوباره یک شب تا صبح بیدار بمانید. مهم این است که خودتان را سرزنش نکنید و به برنامه (به خصوص ساعت بیداری صبح) پایبند بمانید.
به یاد داشته باشید:
- مشکل شما ضعف اراده نیست؛ بلکه ترکیبی از عادات نوروبیولوژیک و روانشناختی است.
- خواب هزینه نیست؛ سرمایهگذاری برای مغز، زیبایی و طول عمر است.
- اصلاح خواب از صبح شروع میشود، نه شب.
- محیط خواب و نور را جدی بگیرید.
- اگر ذهن ناخودآگاه مقاومت میکند، از ابزارهای کمکی استفاده کنید.
از همین امشب شروع کنید. نه با یک تصمیم بزرگ و ترسناک، بلکه با یک قدم کوچک: گوشی را نیم ساعت زودتر کنار بگذارید یا فردا صبح فقط ۱۰ دقیقه زودتر بیدار شوید. بدن هوشمند شما، راه بازگشت به ریتم طبیعت را بلد است؛ فقط کافیست موانع را از سر راهش بردارید.
پرسشهای متداول (FAQ)
۱. چقدر طول میکشد تا عادت دیر خوابیدن کاملاً ترک شود؟ معمولاً برای تنظیم اولیه ریتم شبانهروزی (Circadian Rhythm) به ۷ تا ۱۰ روز زمان نیاز است، اما برای تثبیت کامل عادت و تغییر ساختار عصبی، بین ۶ تا ۸ هفته مداومت لازم است.
۲. آیا چرت زدن در طول روز برای جبران بیخوابی شب قبل مجاز است؟ اگر در حال اجرای پروتکل اصلاح خواب هستید، خیر. چرت زدن فشار آدنوزین (فشار خواب) را کاهش میدهد و باعث میشود شب بعد دوباره دیر بخوابید. اگر مجبور هستید، نهایتاً ۲۰ دقیقه و قبل از ساعت ۳ ظهر باشد.
۳. چرا وقتی خیلی خستهام خوابم نمیبرد؟ این حالت “خستگی بیش از حد” (Overtiredness) نام دارد. وقتی از زمان خواب طبیعی میگذرید، بدن برای بیدار نگه داشتن شما کورتیزول و آدرنالین ترشح میکند. در این حالت سیستم عصبی سمپاتیک فعال شده و خوابیدن دشوار میشود. راهکار آن رعایت زمانبندی دقیق خواب است.
۴. آیا ملاتونین مکمل خوبی برای تنظیم خواب است؟ ملاتونین میتواند برای شروع تغییر مفید باشد، اما نباید به عنوان راه حل دائمی دیده شود. مصرف طولانی مدت ممکن است تولید طبیعی بدن را مختل کند. بهتر است با دوز کم و تحت نظر پزشک، فقط در هفتههای اول تغییر روتین استفاده شود.
۵. اگر شیفت کاری شبانه دارم چه کنم؟ کارگران شیفت شب با چالشهای خاصی روبرو هستند. آنها باید اتاق خواب را در روز کاملاً تاریک و عایق صوتی کنند (شبیهسازی شب) و در ساعات بیداری شیفت شب، خود را در معرض نور شدید قرار دهند تا ساعت بدن را به طور مصنوعی جابجا کنند.






